تبليغاتX
فریدون مرد میدون - ادامه...
سرمون رو انداختیم پایین و رفتیم طرف اسانسور....نویدکیا هم باهامون اومد تو اسانسور.... اونجا یکم حرف زدیم... بعد حس کردیم تو اسانسور گیر کردیم.... نوید کیا ترسیده بود... من میخواستم دکمه ای که در باز میشه رو بزنم ولی نوید کیا نمیذاشت... 20/30 ثانیه طول کشید... بالاخره من دکمه رو زدم و اسانسور حرکت کرد...!! رسیدیم پایین و خدافظی کردیم.... رفتیم دم در.... 2/3 تا دختر جلف اونجا بودن...فرکی هم اونجا بود.... دخترا هی از فرکی میپرسیدن : فری کجاست؟ فری کجاست؟ که من و دوستم حرص میخوردیم.... فرکی هم جواب نمیداد....ما اومدیم تو........ یهو......یهو ....زندی....دیدمش...... به دوستم نشونش دادم و رفتیم طرفش.... چند نفر دیگه هم پشتمون راه افتادن... رسیدیم بهش.....امضا گرفتیم.... میخواستیم عکس بگیریم که اونا گفتن نه ما زودتر دیدیم. اول ما باید عکس بگیریم... ما گفتیم نه... زندی هم به اونا گفت: نه اول این خانوما(ما) اومدن... همه عکس گرفتیم... بعد زندی رفت توکافی نت.... رفتیم جلوی درش ایستادیم.... اون دخترا هی میگفتن فریدون.. فریدون... فریدون هم محل نمیذاشت.... ولی ما گفتیم اقای زندی... فریدون هم برگشت... بعد ما ازش عکس گرفتیم... حالا این عکس رو میذارم...بعد با اجازه ی مسئول اونجا رفتیم تو و یه گلی کهخریده بودیم رو دادیم بهش....!! اینم از این جریان.... نظرتون چیه؟؟

 

نوشته شده توسط ساینا در جمعه 1387/05/11 ساعت 16:8 | لینک ثابت |
 
offshore
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس